مرکز مشاوره آنلاین

بخش مشاوره آنلاین پورتال به منظور طرح سوالات راه اندازی شده است. شما میتوانید سوالات خود را در زمینه های مختلف ازجمله مذهبی، خانوادگی و غیره... مطرح کرده و توسط متخصص بررسی و به آنها پاسخ داده می شوند.
برای طرح سوال یا مشاهده ی سوالات دیگران، وارد بخش مشاوره آنلاین شوید.

مشاوره آنلاین

آب و هوا
1398/04/30 تعداد بازدید: 20
print
طلبه شهید محمدمهدی مازنی

شهید محمد مهدی مازنی

شهرستان : گلستان - شهرستان بندرگز
قشر : طلبه
شهر : نوکنده
محل تولد : نوکنده
محل صدور : نوکنده
سن : ۱۹ ساله سال
جنسیت : مرد
وضعیت تاهل : مجرد
دین : اسلام
مذهب : شیعه
آخرین شغل غیر نظامی : روحانی
یگان : سپاه
عضویت : بسیجی
آخرین پست نظامی : روحانی
تعداد شهدای خانواده : ۲
چندمین شهید خانواده : اولین
دسته بندی : شهدای طلبه - چندشهید

 

در سحرگاه نیمه شعبان سال۱۳۴۲شمسی مصادف با میلاد یگانه منجی عالم بشریت، فرزندی متولد شدکه پدرش کربلایی مازنی به تقارن این تولد، نام محمدمهدی را بر او نهاد.

محمدمهدی، در یک خانواده مذهبی و از لحاظ اقتصادی متوسط رشد و نمو کرد. به دلیل مخالفت پدر با فرهنگ شاهنشاهی، او را در سن پنج سالگی در مکتب خانه ای که در روستا دایر بود فرستاد و به مدت دو سال در آنجا به فراگیری الفبای عربی و یادگیری قرآن مشغول شد. از همان زمان مکبّر نماز جماعت مسجد جامع روستا هم بود.

بعد از این مدت، در محضر آیت الله نصیری درس طلبگی را آغاز کرد و طی مراحل مقدماتی و برای رسیدن به مراحل عالی، در سن دوازده سالگی، به اتفاق برادر بزرگش احمد عازم شهر مقدس مشهد شد. پدر نیز او را در این سفر همراهی کرد و از علاقه ی فرزند در رسیدن به تکامل علوم و معارف اسلام بسیار خرسند و خدا را شاکر بود. محمدمهدی، در مدرسه خیرات خان اقامت گرفت و با تلاشی فراوان در آنجا به تحصیل خود ادامه داد. او فراز و نشیب زندگی را در زمانی تجربه می کرد که در این سن همسالانش معمولاً مشغول بازی بودند.

به گفته ی استادانش؛ محمدمهدی، استعدادی فوق العاده در یادگیری درسها داشت. او و برادرش با اینکه از لحاظ مالی در سطح پایین جامعه آن زمان قرار داشتند، هرگز توقّع بیش از حدّ از خانواده ی خود نداشتند که مبادا نتوانند از عهده آن برآیند و مهدی به همراه برادرش به دور از خانواده در ماه با شهریه اندکی، امورات زندگی خود را می گذراندند.

او هرگز از مشکلات مادی با برادرش سخن نگفت، جز یک بارکه گفته بود: « برای امرار معاش من تنها چند عدد نان و چند کیلو سیب زمینی کافی است. تعجّب از کسانی هستم که این همه سرمایه کلان می اندوزند و آنها که از حقوق فراوانی برخوردارند چگونه آن را به مصرف می رسانند؟ »

زمان می گذشت و هر روز علاقه ی بیشتری به دروس حوزوی از خود نشان می داد. در همین سالها زمزمه بروز انقلاب بر دهانها افتاده بود.

محمدمهدی درکنار برادرش احمد و جمعی دیگر از طلّاب حوزه به فعالیتهای پنهان بر علیه رژیم پهلوی پرداختند، از جمله آنکه از روی نوار سخنرانی امام و دیگر شخصیتهای انقلابی، اعلامیه هایی را به صورت دست نوشته درمیان مردم به ویژه حوزوی ها و اهل مسجد پخش می کردند. پس از مدتی به وسیله ساواک شناسایی شدند و زیر فشار عوامل رژیم پهلوی از مدرسه خیرات خان، اخراج و به ناچار وارد مدرسه فاطمیه می شوند. در جریان ادامه فعالیتهای انقلابی، از آن مدرسه نیز رانده می شوند و در مدرسه حسینیه به ادامه تحصیل می پردازند.

در همین سالها، برادرش احمد نیز چند بار به وسیله عوامل رژیم دستگیر و به زندان می افتد و محمدمهدی فعالیتهای انقلابی خود را در کنار دیگر دوستان ادامه می داد. او با تمام این فشارها هرگز از تحصیل علم غافل نبود و با جدیّت آن را دنبال می کرد.

 

محمدمهدی، پس از پیروزی انقلاب، در مدرسه شهید آیت الله صدوق، اقامت کرد و ضمن اشتغال به تحصیل در حوزه علمیه و مدرسه راهنمایی، مبارزه فکری خود را با گروهکهای ضد انقلاب آغازکردکه با هجوم و هم آهنگ شدن دشمنان اسلام با انواع فتنه های داخلی و خارجی تصمیم می گیرد به جبهه ها رهسپار شود. آن زمان ارتفاعات سرپلِ زهاب شاهد شجاعتهای این جوان بود.

سه مرحله به جبهه ها شتافت. پس از بازگشت، دیگر دوستان و همکلاسیهای نزدیک خود را نمی دید؛ چون اغلب آنان به شهادت رسیده بودند. دلتنگ روزی به برادرش گفت: « برادر باید از خانواده ی ما یک شهید تقدیم انقلاب شود. »

برای مرحله چهارم که عزم جهادکرد، در فرم اعزام مدت آن را نوشت « تا انقلاب مهدی » و تا زمان حرکت موضوع را با کسی حتی برادرش احمد که نزدیکترین کسش بود در میان نگذاشت.

 

شمع وجودش در این عشق سوخت، نامه سوختنش در خرمشهر و پرپر شدنش در بیابانهای کوشک وخورشید داغ آسمان جنوب در ۴/۳/۶۱ همزمان بانیمه شعبان.

مادر در کنار جنازه پسر فریاد برآورد: « خدایا اگر فرزندم سر نداشت، امام حسین هم نداشت، اگر دست نداشت، حضرت عباس هم نداشت و اگر جوان بود فدای یک تارِ موی علی اکبرامام حسین. خدایا این قربانی را از من بپذیر ... »

همرزمانش همواره می گفتند: « در تمام صحنه های نبرد از روح بلند این دلیرمرد روحیه می گرفتند، جنازه او را درمیان چند کشته عراقی یافتیم، به نظر می رسید به هوای اسیر شدن نارنجکی را در میان آنان منهدم کرد. »

به گفته مادرش: « محمدمهدی بسیار اوقات در سرِ سجده های نمازش گریه می کرد؛ رکوع ها و سجده هایش خیلی طولانی بود. وقتی که می گفتند؛ امام مریض است؛ برای سلامتی امام یک روز، روزه بگیرید؛ او یک هفته روزه می گرفت و به این طریق به مقتدایش ابراز ارادت می ورزید. »

محمدمهدی در بخشی از وصیت نامه خود چنین می گوید :

« بار خدایا! تو شاهد باش که سرباز مهدیت (عج) به خاطر تو در راه تو، به صدای حسین زمان لبیک گفت. خدایا ما را به راه راست هدایت کن و پیروزی توأم با شهادت را نصیب من بگردان»

« پدر و مادر عزیزم، در شهادتم با چهره خندان وارد مجلس تهنیت شوید و هرگز برایم اشک نریزید، چون من به آرزویم رسیدم. برادرانم، امیدوارم که بعد از شهادتم پیام رسان خون من باسید! »

 

وصیت نامه شهید

 

بسم الله الرحمن الرحیم

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون .

بار خدایا تو شاهد باش که سرباز مهدیت به خاطر تو در سر راه تو به صدای حسین زمان لبیک گفتم خدایا تو شاهد باش که من در این راه قدم نهاده ام برای یاری حسین زمان است خدایا تو را به حق خون سرخ ۷۲ تن شهدای صدر اسلام قسمت می دهم که در این راه که قدم نهاده ام ما را به راه راست هدایت بفرما و پیروزی توام با شهادت نصیب من بفرما ( آمین یارب العالمین ) و اما خدمت پدر و مادر عزیزم اولا سلام مرا بپذیرید ، پدر و مادرجان در شهادت با چهره خندان وارد مجلس تهنیت بشوید و از شما می خواهم که اصلا حتی یک لحظه برای من گریه نکنید چون که در صورت شهادت به آرزوی خودم که آرزوی هر فرد مسلمان است رسیده ام و مادرجان شماها که قریب به چهل سال می گفتید که ای کاش ما زمان امام حسین می بودیم تا یاری اش کنیم اکنون همان صدای هل من ناصرا ینصرنی از گلوی قلب تپنده ملت یعنی حسین زمان بیرون آمده و ما که فرزند شما هستیم و این آرزوی شما بود که در رکاب حسین باشیم ما آرزوی شما را بر آورده خواهیم کرد و اما برادرجان احمد شهادت که آنقدر ارزش دارد که امام چهارم (ع) در وصایل الشیعه می فرمایند که ما من قطره احبالی الله عز و جل من قطره دم فی سبیل الله آری برادر جان حال که بناست ما بمیریم چه مردنی از این بهتر برادرجان از این که من حتی یک ماه بیشتر به آخر تحصیل نمانده بود ، آمده بودم به اینجا به خاطر عشق به خداوند تبارک و تعالی است برادرجان امیدوارم که بعد از شهادتم پیام رسان خون من باشید که دشمنان اسلام خون داغ من را بر ریگزارهای گرم جنوب کشور ریخته اند برادرجان امیدوارم که انشاءالله بتوانی مسئولیت سنگینی که بر دوش شما هست به جا آوری خداحافظ برادرجان ، به

 

امید دیدار در بهشت ( در آنجا شهید به برادر کوچکش خطاب می کند ) و اما تو ای برادر عزیز و دلبندم سلام برادرت مهدی را که از دورهای کشور و از جنوب گرم بر می خیزد بپذیر برادرجان حتما مطلع نبودی که من رفتم به جبهه ، خوب اشکال ندارد ، برادرجان ، امام علی ابن ابیطالب در نهج البلاغه می فرمایند : لنا حق فان اعطینا و الا کینا اعجازالابل و ان آری برادر جان ما را حقی است اگر که دادند پس چه بهتر والا ما حقمان را می گیریم چه در این راه و راههای طویل و درازی را بپیمائیم و چه در سرمای سخت زمستان غرب کشور باشد و چه گرمای سخت و سوزان تابستان جنوب کشور باشد خوب برادرجان راه حق گرفتاری دارد . این حق از ماست که حتما باید از کلیه ابرقدرتها بگیریم برادرجان وصیت من به شما این است که نگذارید که اسلحه من در زمین داغ و سوزان جنوب شرد شود و با دستت این اسلحه را نگذار بر زمین بماند به امید پیروزی .

و خدمت خواهر عزیز و مجاهده ام سلام خواهرجان وصیت من به شما این است که با حفظ حجاب اسلامی در خانه زینب گونه باشی و فرزندانت را چنان تربیت کنی که در آینده بتوانند انتقام گیرندگان خون من و هزاران یاران دیگر من باشند خواهرجان همچون زینب (ص) پیام رساننده خون سرخ من باش .

و اما برادران ، محمد و صالح امیدوارم که شما درسهایتان را بخوانید و خود را مجهز کنید برای فتح فلسطین عزیز و اما وصیت من به دیگر برادران مدرسه صدوقی این است که تا آخرین نفس راهمان را که همان راه اسلام و امام است ادامه دهند و اما در مورد دفن من داداش احمد تصمیم می گیرد و اما در آخر سلام خود را به کلیه دوستان و برادران می رسانم . پایان وصیت نامه ، خداحافظ همگی شما در تاریخ ۵/۲/۱۳۶۱ در کنار نخلهای خرما و در کنار رودخانه بهمن شیر ، مهدی مازنی .

 

والسلام

© کلیه حقوق و محتوای این سایت متعلق به اداره کل تبلیغات استان گلستان می باشد .استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت بلامانع است.
طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی توسط اینتک