مرکز مشاوره آنلاین

بخش مشاوره آنلاین پورتال به منظور طرح سوالات راه اندازی شده است. شما میتوانید سوالات خود را در زمینه های مختلف ازجمله مذهبی، خانوادگی و غیره... مطرح کرده و توسط متخصص بررسی و به آنها پاسخ داده می شوند.
برای طرح سوال یا مشاهده ی سوالات دیگران، وارد بخش مشاوره آنلاین شوید.

مشاوره آنلاین

آب و هوا
1396/10/04 تعداد بازدید: 120
print
 طلبه شهید  علی اصغر مهدان


 
طلبه شهید  علی اصغر مهدان
 
 
 
علی اصغر مهدان
نام پدر : ابوالحسن           محل شهادت : موسیان
تاریخ تولد : 11/1/1341     تاریخ شهادت : 11/8/1361
           
           
زندگینامه شهید:
شهید علی اصغر مهدان در روستان سالیکنده از توابع شهرستان کردکوی و در خانواده‌ای مذهبی، از طبقه کشاورز متولد شد. دوره‌ی ابتدایی را در همان روستا با موفقیت پشت سر گذاشت. و دوره راهنمایی را در شهرستان کردکوی آغاز کرد در سال دوم راهنمایی بود که بدلیل علاقه‌ی او، و پدرش به فراگیری علوم دینی، در مدرسه‌ی صالحیه‌ی گرگان ثبت نام کرد ایشان مقدمات و ادبیات را در مدت 3 سال به پایان رساند. لذا شوق حضور در جبهه جهت ادای وظیفه، او را بی‌تاب کرد. تا اینکه پس از مدتی به جبهه کردستان اعزام شد و به مدت، 2 سال به فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی در شهر سنندج مشغول شد.
 
پدر شهید می‌گوید: «بعضی از شبها زود به منزل می‌آمد و زود استراحت می‌کرد ولی در نیمه‌های شب متوجه می‌شدم که مشغول مطالعه است و مدام اشک می‌ریخت. چه مطالعه می‌کرد؟ او چه راز و نیازی داشت؟! نمی‌دانم. هرچه از توصیف ایشان بگویم، کم گفته‌ام».
3 سال آخر تحصیلاتش را در جوار بارگاه ملکوتی علی بن موسی الرضا(ع)، در مدرسه‌ی علمیه‌ی نواب گذراند و از استادان آن حوزه بهره برد تا اینکه از همان‌جا به جبهه اعزام شد و در منطقه «موسیان» مسئولیت تبلیغات را به مدت 2 ماه به عهده گرفت.
شهید مهدان، دارای ابتکارات خاصی بود و چون به زبان عربی مسلط بود، خیلی سریع بعثی‌ها را اسیر می‌کرد. وی به جبهه خیلی علاقه داشت و هر وقت پدرش به او توصیه می‌کرد که دَرست را ادامه بده‌، در جواب پدرش می‌گفت: باید بروم تا به هدفم(شهادت) برسم.
خلاصه، شهید مهدان 4 بار به جبهه اعزام شد که نهایتاً در تاریخ 11/8/61 پس از 27 ماه حضور در جبهه «موسیان» به درجه رفیع شهادت نایل گردید.

فرازهایی از وصیت‌نامه شهید:
با شنیدن فرمایشات امام، باید هجرت کرد و به ندای حسین زمان، این روح خدا، لبیک گفت همچون حسین خروشید و اصغر شش ماهه به حرکت درآمد.
حال که ملاک و میزان، بر این شد که باید هجرت کرد و مبارزه کرد و جنگید. تصمیم گرفتم به عنوان یک خدمتگزار کوچک مکتب اسلام، در این جهاد اصغر به جبهه‌های حق علیه باطل اعزام شود.
خداوندا، توفیق به من عطا بفرما، تا خودخواهی‌ها و خود بزرگ‌بینی‌های من، لطمه به این راه پر سعادت نزند. خداوندا، ایمانی به من عطا بفرما که تا آن رسالتی که نسبت به مردم محروم کردستان بر دوش خود دارم، انجام برسانم. خداوندا توفیق اطاعت و بندگی به من عطا بفرما. زمانی که معشوقم، مرا خواست باید به سراغش بشتابم. چون جز او و (الله) کسی را نداریم.
 
ای عزیزان، امیدوارم که بعد از شهادتم، اسلحه‌ام را بر زمین نگذارید و به جای من سنگرم را پر کنید.
 
تا آخرین قطره خونمان در جبهه می‌جنگیم و می‌خروشیم و تا آخرین نفس به پیش می‌رویم، چون ما آمدیم با خون‌مان درخت انقلاب را پربارتر کنیم.
ای عزیزان من و ای پدر و مادر مهربانم، گریه بر من نکنید. چون من مال کسی نیستم. از آن خدایم و امانتی در دست شما و هر موقع خواست به سوی او خواهم شتافت.
امت حزب الله ایران، ای مردم قهرمان ایران که با افتخار، انقلاب را به پیروزی رساندید و با وحدت خود، سعی کنید از دست‌آوردهای انقلاب با تمام امکان حراست کنید، چون این انقلاب ودیعه‌ای الهی است.
خدایا، مرا ایمانی عنایت فرما که بی‌صبرانه منتظر باشم تا عروس پاک شهادت را در ایام جوانی در آغوش بگیرم و لباس پاک زیبای دامادی، یعنی کفن سرخ را، بر تن نمایم. اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک.
خواه ناخواه زندگی جنگ و کوشش است. اما آنهایی که به یک هدف عالی ایمانی آشنا هستند. آنها در راه خدا و برای از بین بردن کفر می‌جنگند.
فقط برای رضای خدا در اینجا(جبهه) مانده‌ام.
© کلیه حقوق و محتوای این سایت متعلق به اداره کل تبلیغات استان گلستان می باشد .استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت بلامانع است.
طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی توسط اینتک