مرکز مشاوره آنلاین

بخش مشاوره آنلاین پورتال به منظور طرح سوالات راه اندازی شده است. شما میتوانید سوالات خود را در زمینه های مختلف ازجمله مذهبی، خانوادگی و غیره... مطرح کرده و توسط متخصص بررسی و به آنها پاسخ داده می شوند.
برای طرح سوال یا مشاهده ی سوالات دیگران، وارد بخش مشاوره آنلاین شوید.

مشاوره آنلاین

آب و هوا
1397/03/11 تعداد بازدید: 383
print
طلبه شهید حسین میرزایی شموشکی

طلبه شهید حسین میرزایی شموشکی 

 
نام پدر : تراب      محل شهادت : سردشت
تاریخ تولد : 1346/4/1       تاریخ شهادت : 1366/4/9
           
           
زندگینامه شهید:
شهید حسین میرزایی سال 1346 در روستای شموشک سفلی دیده به جهان گشود. وی از طبقه کشاورز بود تحصیلات ابتدایی را در همان روستا و راهنمایی را در مدرسه «خطیرآباد» سپری نمود. همزمان با اوج‎گیری انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره)، به تدریج با نهضت حیاتبخش ایشان، آشنا شد تا اینکه گل انقلاب شکفت و بهار پیروزی را به همراه آورد.
 
هنوز سال اول دبیرستان را به پایان نرسانده بود که احساس مسئولیت و وظیفه‎ دینی و میهنی او را روانه‏ی جبهه‎های نبرد کرد. پس از آن، حیات روحانی و معنوی وی شکل گرفت و او را به وادی روحانیت و شاگردی مکتب امام صادق(ع) کشانید. لذا در سال 1361 پس از پایان اولین حضورش در جبهه، در مدرسه‎ی علمیه‎ی امام خمینی گرگان ثبت نام نمود.
 
او اهل شب زنده‎داری و انس با خدا بود. یکی از دوستان طلبه‎اش نقل می‌کند: زمانی که حسین به دنیای طلبگی قدم گذاشت، با من که از طلبه‎های قدیمی‎تر بودم، هم حجره شد. با خود اندیشیدم، خوب است اگر توفیق تهجد و نماز شب پیدا کردم، او را هم بیدار کنم تا لذت نماز شب را بچشد و با تهجد انس بگیرد. وقتی سحرگاه بیدار شدم و خواستم او را بیدار کنم، متوجه شدم که او زودتر از من برخاسته و در خلوتی به مناجات و نماز شب مشغول است. با اینهمه روح بزرگ و خستگی‎ناپذیر حسین میرزایی دیگر در آنجا سیراب نمی‏شد و برای اینکه بتواند از دریای علم الهی بیشتر بنوشد به حوزه‏ی علمیه‎ی قم –شهر خون و قیام –مشرف شد. اما باز هم میدان جهاد و پیکار با دشمنان خدا را رها نکرد و طی این مدت بارها به آن مکان قدسی عزیمت نمود. او در آخرین حضورش قریب به یکسال در واحد اطلاعات عملیات «لشکر 25 کربلا» با شور و اشتیاق وصف‎ناپذیری خدمت کرد. وجودش سرشار از عشق و ایمان به خدا بود؛ برای جانبازی در کوی دوست، سر از پا نمی‏شناخت و عشق به جهاد و شهادت، او را سرمست کرده بود.
 
یکی از دوستان همرزمش نقل می‏کند: قبل از عملیات «کربلای 4» هنگامی که نیروها را برای عملیات انتخاب می‏کردند، از شرکت ایشان در عملیات ممانعت به‎عمل آوردند زیرا به وجود او در قسمت‎های دیگر جبهه بیشتر نیاز بود اما وی آنقدر اصرار و التماس کرد که بالاخره با شرکت وی در عملیات موافقت کردند. سرانجام زمان وعده فرا رسید و در تیرماه سال 1366 در عملیات «فتح 7» منطقه ماووت عراق، مورد تهاجم دشمن کینه‌توز قرار می‎گیرد و در حالی که سرش از بدن جدا می‎شود، به شهادت می‎رسد و به لقای معبود می‎شتابد.
فرازهایی از وصیت‎نامه شهید:
 
درگیری بین حق و باطل از اول پیدایش جهان شروع شده است و خونی بناحق از هابیل به عنوان مظهر حق توسط قابیل به عنوان مظهر باطل ریخته شده و این برنامه و سنت الهی همیشه ادامه داشته تا رسیدن به پیامبران بعد و در آخر به پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت محمد بن عبدالله (ص) و در ادامه رسیدن به فرزندانش ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین و جان گدازترین درگیری بین آقای مظلوم ما اباعبدالله الحسین(ع) و یزیدیان اتفاق افتاد که مصیبت این حادثه قلب هر شنونده‎ای را می‎سوزاند و هر قلب بیداری را اندوهگین می‎کند و تا رسیدن به قرن حاضر که یکی از مهم‌ترین صحنه‎های این درگیری و سنت الهی یعنی انقلاب اسلامی ایران به رهبری مرجع عالیقدر تقلیدمان رهبر عظیم‎الشأن انقلاب حضرت امام خمینی در مقابل کل جهان امروز.
 
از آنجایی که این انقلاب بزرگ و امام عزیز رهرو راه حسین(ع) می‎باشند و با ظلم و جور سر سازش ندارند. لذا همه آماده شده‎اند و نقشه‎ها کشیده‎اند که این حرکت الهی و نور خدایی را جلوگیری کنند و یکی از این نقشه‎های شوم، جنگ تحمیلی عراق به رهبری ابرقدرت‎ها علیه ایران اسلامی می‎باشد.
ای ملت مسلمان ایران به عنوان یک فرزند کوچکتان از شما می‎خواهیم محکم بایستید که این ایستادگی در تاریخ کم‌نظیر است، استقامت کنید که دین مبین اسلام با استقامت پیروز شده و گسترش یافت (فاستقم کما امرت).
ای ملت عزیز و ای اهالی عزیز روستایم! مقاومت کنید. صبر کنید. فداکاری و تلاش کنید و هر چه بیشتر جبهه‎ها را پر کنید و گوش به فرمان رهبر کبیر و امام عزیز باشید که سعادت دنیا و آخرت شما در این پیروزی است.
 
من گناهکارم. خدایا! با اوامر و نواهی تو مخالفت کردم و عمل نکردم، مولای مهربان، این لحظه آخر زندگی را با رضایت خودت خاتمه بده و از ارباب و مولای خود امام زمان(عج) می‎خواهم که مرا ببخشد. چون شیعه‏ی خوبی برایش نبودم و طلبه‎ای لایق برای حوزه‎اش نبودم.
 
ای مردم! به حال من گریه کنید. به حال زار من اشک بریزید نه برای اینکه در سن جوانی از خانواده جدا شدم بلکه برای گناهانم گریه کنید و برایم طلب عفو کنید. شاید حالا که شهادت نصیب من گناهکار شده، مولایم از من راضی شود و فردای قیامت از من بازخواست نکند که من طاقت محاکمه و حسابرسی خدا را ندارم (الهی عاملنا بفضلک و لا تعاملنا بعدلک).
هر کس هر حقی بر گردنم دارد، برای رضای خدا مرا ببخشد که من طاقت عذاب الهی و آتش سوزان جهنم را ندارم.
ای جوانان عزیز محکم و استوار از انقلاب دفاع کنید و سرباز مقاومی برای امام عزیز باشید.
 
بسیجی عاشق است. عاشق الله و بسیج مدرسه‎ی عشق است. عشق دیدار خدا، ای برادران مسلمان، هر مسلمان در شرایط کنونی باید یک بسیجی هم باشد و الا به ندای «هل من ناصر ینصرنی» اباعبدالله الحسین(ع) جواب نگفته است.
جوانان عزیز و دوستان محترم من! تقوی، تقوی؛ تقوی داشته باشید. از خدا بترسید، چشمانتان را از نامحرم بپوشانید که هر نگاه بد به نامحرم، تیر شیطان است و همان نگاه را کسی دیگر به ناموس انسان می‎اندازد. از گناهان پرهیز کنید.
 
به جبهه بروید که جبهه دانشگاه خودسازی است. کارخانه انسان‎سازی است. جبهه محل شهادت یاران است. محل نماز شب، شب زنده‎داران و محل شهامت ایثارگران، زیاد به جبهه بروید که عقب ماندگان از این قافله با صدای اسلام و انقلاب بپردازید که امروز، روز خدمت هست نه روز اختلاف، سعی کنید «من» در میان شما حکومت نکند خدا در میان شما حکومت کند که اطاعت خدا سعادت و اطاعت «من» (نفس اماره) شقاوت و بدبختی است.
 
مجالس عزای آقا اباعبدالله (ع) را باشکوه بیشتر برگزار کنید که ما هر چه داریم از همین مجلس عزاست.
مادرم! اگر چه می‎دانم داغ جوان بر مادر سخت است ولی مثل حضرت فاطمه(س) صبر کن که اجر تو با خدا انشاءالله.
ای خواهران عزیزم! شما بعد از شهادتم باید کار زینبی کنید مثل حضرت زینب(س)، مبلغ خون من باشید.
 
 

 

© کلیه حقوق و محتوای این سایت متعلق به اداره کل تبلیغات استان گلستان می باشد .استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت بلامانع است.
طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی توسط اینتک