مرکز مشاوره آنلاین

بخش مشاوره آنلاین پورتال به منظور طرح سوالات راه اندازی شده است. شما میتوانید سوالات خود را در زمینه های مختلف ازجمله مذهبی، خانوادگی و غیره... مطرح کرده و توسط متخصص بررسی و به آنها پاسخ داده می شوند.
برای طرح سوال یا مشاهده ی سوالات دیگران، وارد بخش مشاوره آنلاین شوید.

مشاوره آنلاین

آب و هوا
1397/03/11 تعداد بازدید: 341
print
طلبه شهید  حبیب الله شریعتی فرد

طلبه شهید  حبیب الله شریعتی فرد  

 
 
حبیب الله شریعتی فرد     
نام پدر : عبدالجواد           محل شهادت : آمل
تاریخ تولد : 1311 تاریخ شهادت : 1360
           
           
زندگینامه شهید:
حبیب الله فرزند حاج عبدالجواد، سال 1311 در قریه «اندرات» هزارجریب از توابع شهرستان بهشهر دیده به جهان گشود.
وی تحصیلات دینی خود را در روستای «آغوزدره» و مقدمات را تا حدودی در آنجا فرا گرفت. سپس برای ادامه ی تحصیلات خود، به دامغان و پس از آن به گرگان هجرت نمود و نیز چند سالی را در مشهد، در جوار بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) از محضر اساتید ارزشمند حوزه بهره برد. مدت 10 سال در آنجا اقامت کرد در حالی که وضع مالی خوبی نداشت. بعد از آن به نجف اشرف عزیمت کرد و از محضر علمای گرانقدری همچون: مرحوم آیت الله شیخ میرزا محمد باقر زنجانی و حضرت امام خمینی(ره) فیض برد. او در مدت 15 سالی که در نجف اقامت داشت، چندین بار به ایران سفر کرد تا اینکه در نهایت در سال 1354 بنا به دستور صدام به همراه خانواده اش از عراق اخراج شد. پس از بازگشت به ایران در همان زادگاه خود اقامت گزید و در انجا با کسانی که به ناحق اموال موقوفه را تصرف کرده بودند، علناً مخالفت می کرد زیرا معتقد بود که این اموال باید در راه صحیح و به نیت امام حسین(ع) صرف شدو. در نهایت مخالفت او بالا گرفت تا حدی که مغرضین شکایتی علیه او تنظیم کردند و چنین وانمود کردند که ایشان به دستور امام خمینی از عراق آمده تا اغتشاش برپا کند بهمین دلیل او را دستگیر کرده و به زندان انداختند تا اینکه توسط مرحوم آیت الله کوهستانی از زندان آزاد شد.
 
پس از آزادی، مسئولیت امام جماعت مسجد حضرت محمد(ص) گرگان را می پذیرد و در کنار آن به تربیت طلاب علوم دینی در مدرسه ی رضویه همت می گمارد.
 
او دارای عزت نفس، همت عالی، اخلاق اسلامی و با تقوا بود.
وی در تاریخ 25/8/1360 جهت انجام کارهای ضروری و حضور در مراسم تشییع پیکر پاک علامه طباطبایی، صاحب تفسیر شریف «المیزان» بهمراه فرزندش، محمد رضا شریعتی فرد قصد سفر به قم داشت که در جنگل آمل در ساعت 30/11 شب با ایجاد راه بندان تصنعی، توسط گروهکهای کمونیست و مزدوران استکبار از ماشین شخصی خودش، بیرونشان آوردند و آنها را به شهادت رساندند.
وی در سن 49 سالگی به شهادت رسید و پیکر پاک او و فرزند برومندش بر روی دستهای هزاران نفر از مردم شریف گرگان با عزت و افتخار تشییع شد و ننگ و بدنامی ابدی را نثار مزدوران کفر و شرک نمود.
 
خاطره‌ای از شهید:
یکی از خاطرات به یاد ماندنی شهید، نحوه ی اخراج ایرانیان مقیم عراق بود که با فشار و اذیت و آزار زیاد همراه بود. یکی از روزها که وی با عده ای از طلاب مانند همیشه در حرم امیرالمؤمنین (ع) مشغول نماز و زیارت بودند، مأمورین بعثی داخل حرم ریخته و همه آنها را که حدوداً 50 نفر بودند به نحو توهین آمیزی دستگیر کرده و به بیابانی بین کربلا و نجف اشرف به نام «خوان نُص» بردند و همه را داخل یک چهار دیواری حبس کردند و چند روز در آنجا بسر بردند تا اینکه شهید حجت الاسلام سید عبدالصاحب حکیم، فرزند آیت الله حکیم ضمانت می‌کند و بعد از چند روز، ایشان را به شرط ترک عراق آزاد کردند. پس از مدتی او را بهمراه خانوده با یک ماشین فرسوده و با اتفاق شیخ محمد فاضل داماد آیت الله کوهستانی، به مرز ایران فرستادند. گمرک ایران در بازرسی و تفتیش مسافرین خیلی سخت گیری می کرد و اعلام کرده بودند که هر کس اعلامیه یا عکس حضرت امام (ره) را بهمراه داشته باشد، دستگیر و زندانی خواهد شد. این درست در زمانی اعلام شده بود که در اثاثیه ی خانواده ی شهید تعداد زیادی اعلامیه، عکس‌های حضرت امام(ره) و حتی رساله‌ی ایشان وجود داشت. اما از آنجایی که یاری خداوند را در عرصه های مختلف مشاهده کرده بودند، آرامش خاصی بر آنها حاکم بود. این بار نیز با عنایت خداوند، جلد رساله ها را در آوردند و به صورت کتابهای بی نام و نشان در لابلای کتاب‌های دیگر جاسازی نمودند. همچنین عکس ها و اعلامیه ها را در لابلای پارچه سفید قنداقه ای که به دور نوزادشان پیچیده بودند، جاسازی کردند و با خواندن آیه الکرسی و آیه «و جعلنا من بین ایدهم...» از بازرسی رد شدند و کسی متوجه آنها نشد. ولی با وجود همه‌ی این سختگیریها در بازرسی، آنها را به بیابان «نصرآباد» در حوالی قصر شیرین بردند و مدت یک هفته در چادرهایی که آنجا برپا شده بود بازداشت کردند تا مطمئن شوند هیچ چیز مشکوکی وارد ایران نشده است همچنین در این مدت از تک تک اعضای خانواده بازجویی کرند و در مورد وضعیت امام در عراق از آنان پرس و جو می‌کردند تا اینکه یکی از علمای قصر شیرین ضامن آنها می‌شود و خلاصه این خانواده که سختی‌های زیادی را متحمل شده بودند، نجات می یابند. وی سپس به دعوت علمای شهرستان گرگان، به این شهر هجرت می کند و در آنجا به وعظ و ارشاد مردم می‌پردازد.
 
 
 
© کلیه حقوق و محتوای این سایت متعلق به اداره کل تبلیغات استان گلستان می باشد .استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت بلامانع است.
طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی توسط اینتک