مرکز مشاوره آنلاین

بخش مشاوره آنلاین پورتال به منظور طرح سوالات راه اندازی شده است. شما میتوانید سوالات خود را در زمینه های مختلف ازجمله مذهبی، خانوادگی و غیره... مطرح کرده و توسط متخصص بررسی و به آنها پاسخ داده می شوند.
برای طرح سوال یا مشاهده ی سوالات دیگران، وارد بخش مشاوره آنلاین شوید.

مشاوره آنلاین

آب و هوا
1397/10/15 تعداد بازدید: 16
print
 تحول حافظه کاذب در کودکان

 حافظه کاذب به معنی داشتن یک خاطره واضح از اشخاص، مکان ها، رویدادها، موقعیت ها و غیره است که هرگز اتفاق نیفتاده است؛ برای مثال، به یاد آوردن دیدار با خویشاوندی که قبل از آن، زنده نبوده است. این نوع تحریف ها، یعنی به یادآوردن رویدادهایی که هرگز اتفاق نیفتاده اند یا به خاطر آوردن چیزی متفاوت از آنچه که انسان دیده است، پدیده ای آشنا در تاریخچه پژوهش های حافظه است و توجه پژوهشگران زیادی را به خود جلب کرده است.

 
هدف مشترک بسیاری از پژوهشگران، شناخت نحوه ایجاد این خطاها بوده است؛ بنابراین برنامه های گوناگونی برای مطالعه حافظه کاذب ساخته و به کار گرفته شده اند. مهمترین این برنامه ها، برنامه دیس – رودیگر – مک درمت است که براساس نام سازندگان اولیه آن به نام DRM شهرت یافته و بیشتر پژوهش های مربوط به حافظه کاذب را به خود اختصاص داده است.
 
برنامه DRM از سال 1995 تاکنون در پژوهش های بسیاری مورد استفاده قرار گرفته است. تاکنون این برنامه الهام بخش بسیاری از بررسی های حافظه کاذب بوده، اما باید خاطرنشان ساخت که کاربرد آن در کودکان بسیار محدود است.
 
دو نظریه مهم در مورد تحول حافظه کاذب DRM مطرح شده اند : نظریه ردیابی مبهم و نظریه همخوانی فعال سازی. بر اساس نظریه ردیابی مبهم، حافظه می تواند هم به صورت ردهای دقیق و هم ردهای موضوعی (کلی) ذخیره شود و هر دو رد، با سن تحول می یابند. ردهای دقیق جزئیات ظاهری محرک های فیزیکی اند، در حالی که ردهای موضوعی، معنا یا موضوع محرک ها را نشان می دهند. حافظه صحیح در ارتباط با ردهای دقیق است، اما حافظه کاذب، کلمه های مرتبط معنایی براساس ردهای موضوعی اند. پس، کلمه های مرتبط معنایی به این دلیل به یاد آورده می شوند که بازنمایی های کلی کلمه های خوانده شده، همسان است.
 
دلیل این پژوهش دو هدف اصلی را دنبال می کند : (1) بررسی روند تحولی حافظه کاذب (یادآوری و بازشناسی) در کودکان با استفاده از نسخه های اصلی و متناسب با سن برنامه DRM و (2) مقایسه نتایج مربوط به دو نسخه DRM و تعیین اینکه کدام یک از آن ها در بررسی تحولی حافظه کاذب، سودمندتر است.
 
روش تحقیق حافظه کاذب در کودکان
این پژوهش از نوع توصیفی و روش آن علی مقایسه ای است. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان پسر پایه های اول، سوم و پنجم مقطع ابتدایی شهر اصفهان بود. از این جامعه، 120 نفر (40 دانش آموز کلاس اول با میانگین سنی 7 سال و یک ماه، 40 دانش آموز کلاس سوم با میانگین سنی 9 سال و یک ماه و 40 دانش آموز کلاس پنجم با میانگین سنی 11 سال) از بین دانش آموزان پسر مناطق 3 و 4 آموزش و پرورش شهر اصفهان، به شیوه نمونه برداری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. در نهایت، با یک نفر کاهشی که در هر پایه وجود داشت، نمونه این پژوهش را 117 نفر تشکیل دادند.
 
در پژوهش حاضر، برای بررسی حافظه کاذب از برنامه دیس – رودیگر – مک درمت (DRM) بهره گرفته شد. دیس این برنامه را برای اولین بار در سال 1959 به کار برده است و رودیگر و مک درمت آن را بار دیگر در سال 1995 رواج دادند. در این برنامه به شرکت کنندگان فهرست هایی حاوی کلمه هایی ارایه می شود که هر یک از آنها به طور معنایی به یک کلمه ارائه نشده، یعنی کلمه کلیدی، ارتباط دارند (برای مثال، شرکت کنندگان کلمه هایی مانند رختخواب، استراحت، بیدار، خسته و رویا و غیره که با کلمه ارایه نشده «خواب» ارتباط دارند، می شوند).
 
بحث
نتایج پژوهش حاضر نشان دادند که به طور کلی همه گروه های سنی یادآوری و بازشناسی کاذب مشاهده می شود، اما میزان آن در گروه های گوناگون، متفاوت است. نتایج یادآوری کاذب فهرست های اصلی نشان دادند که گرچه بین گروه های سنی مورد نظر در این پژوهش تفاوت معنادار وجود دارد، سیر تحولی در آن مشاهده نمی شود. به طور دقیق تر سیر تحولی از کلاس اول و نه از کلاس های سوم به پنجم مشاهده می شود. دانش آموزان کلاس سوم نسبت به هر دو کلاس اول و پنجم یادآوری کاذب بیشتری داشتند. این یافته با نتیجه پژوهش دوهورست و رابینسون (2004) همخوانی دارد. در پژوهش آنها 8 ساله ها نسبت به 5 ساله ها و 11 ساله ها یادآوری کاذب بیشتری داشتند.
 
یادآوری کاذب مربوط به فهرست های متناسب با سن، در هر سه گروه سیر تحولی داشت. نکته جالب این بود که دانش آموزان کلاس سوم با اینکه یادآوری کاذب کمتری نسبت به کلاس پنجم داشتند، اما این تفاوت معنادار نبود. در واقع، سیر تحولی موجود از کلاس سوم تا کلاس پنجم نسبت به کلاس اول تا کلاس سوم کندتر بود. این نتیجه با نتایج پژوهش کارنیرو و دیگران مطابقت دارد. در پژوهش آنها نیز تفاوت معناداری در یادآوری کاذب دانش آموزان کلاس دوم و دانش آموزانی که در اوایل نوجوانی (11 تا 12 سالگی) به سر می برند، مشاهده نشد به رغم اینکه در پژوهش آنها روندی افزایشی در یادآوری کاذب وجود داشت.
 
تفاوت سنی در حافظه کاذب می تواند با افزایش میزان، قدرت و خود به خود بودن روابط تداعی کننده تبیین شود. همچنین، می تواند سطح متفاوت مهارت در کاربرد راهبردها را منعکس سازد. بنابراین، افزایش توانایی استفاده از راهبردهای حافظه با افزایش توانایی ایجاد پیوستگی های معنایی بین کلمه ها و استنباط کلیت فهرست های DRM و در نتیجه، میزان بالاتری از حافظه کاذب در فرایندهای تداعی کننده همراه است.
نظرات:

loader
© کلیه حقوق و محتوای این سایت متعلق به اداره کل تبلیغات استان گلستان می باشد .استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت بلامانع است.
طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی توسط اینتک