مرکز مشاوره آنلاین

بخش مشاوره آنلاین پورتال به منظور طرح سوالات راه اندازی شده است. شما میتوانید سوالات خود را در زمینه های مختلف ازجمله مذهبی، خانوادگی و غیره... مطرح کرده و توسط متخصص بررسی و به آنها پاسخ داده می شوند.
برای طرح سوال یا مشاهده ی سوالات دیگران، وارد بخش مشاوره آنلاین شوید.

مشاوره آنلاین

آب و هوا
1397/09/08 تعداد بازدید: 14
print
نقش فرهنگ در توسعه اجتماعی

نویسنده: جعفر کامکار امروز مبنای هر نوع توسعه، توسعه فرهنگی است؛ از این رو، دولت ها باید در راستای رسیدن به توسعه همه جانبه، سعی در تغییر نگرش خویش به انسان، به صورت یک موجودی فرهنگی داشته باشند.

از آنجایی که فرهنگ یکی از مؤلفه های مهم و اساسی در توسعه هر کشوری است، لازم است بدانیم تا چند دهه قبل عقیده اکثر صاحبنظران این بود که توسعه مفهومی اقتصادی دارد؛ به عبارت دیگر، توسعه فقط جنبه اقتصادی داشت و کشورها در جهت دستیابی به توسعه، به تقویت اقتصاد خویش می پرداختند.

 
اما این وضعیت با شکست کشورهایی که فقط معیارهای اقتصادی را دربرنامه ریزی خود در دستیابی به توسعه گنجانده بودند تغییر یافت و موجب از دست رفتن مفهوم یک بعدی توسعه شد.
 
اکنون مشخص شده است که مبنای هر نوع توسعه، توسعه فرهنگی است؛ از این رو، دولت ها باید در راستای رسیدن به توسعه همه جانبه، سعی در تغییر نگرش خویش به انسان، به صورت یک موجودی فرهنگی داشته باشند.
 
چرا که مبنای توسعه حقیقی و پایدار توسعه فرهنگی بوده و به مثابه ریشه که درخت را تغذیه می‌کند، سایر ابعاد توسعه (سیاسی، اقتصادی و اجتماعی) نیز از این بعد مهم تغذیه می شوند. بنابراین، لازم است تا در ارتقای سطح فرهنگ جامعه کوشا بوده و تلاش مضاعف به کار بسته شود.
 
باید توجه داشت که توسعه فرهنگی همان طور که از سویی زمینه ساز و علت توسعه ابعاد دیگر جامعه است، در دیگر سو، معلول آنها نیز است. به این معنا که پیشرفت همه جانبه جامعه خود برای رشد و بالندگی فرهنگ کمک شایانی است.
 
به عبارت دیگر، به رغم اولویت فرهنگ بر دیگر عناصر اجتماعی در فرآیند توسعه یافتگی، آنچه که نقش تعیین کننده نهایی را برعهده دارد نوع کنش و واکنش یا به عبارت بهتر نوع تعامل مثبت در قالب ارتباطی دیالکتیکی میان فرهنگ و عناصر دیگر جامعه همچون اقتصاد، سیاست و ... است.
 
بنابراین در ترسیم یک الگوی مناسب برای توسعه جامعه، باید برنامه هایی برای تمام ابعاد جامعه ارائه گردد. این نکته نیز نباید فراموش شود که در این برنامه ریزی باید شرایط حاکم در یک جامعه کاملاً در نظر گرفته شود. به بیان دیگر هر اندازه که یک الگوی توسعه از جامعیت برخوردار باشد، تا زمانی که مختصات بومی آن جامعه را نیز مدنظر قرار نداده باشد، مثمرثمر نخواهد بود.
 
عناصر توسعه گرا و تحول خواه موجود در فرهنگ هر جامعه به‌عنوان سرمایه های فرهنگی آن جامعه، پشتوانه ای مؤثر برای توسعه محسوب می شوند؛ سرمایه هایی که تنها در روند توسعه یافتگی و موفقیت نسبی در آن، امکان بازیافتت وتولید خود را پیدا می‌کنند.
 
بنابراین نکته حائز اهمیت در ارائه الگویی برای توسعه فرهنگی، بومی بودن آن و حفظ هویت فرهنگی طی فرایند توسعهاست. تقلید صرف از جوامع دیگر به طور قطع نتایج ناگواری به همراه خود می آورد... مفهوم فرهنگ نخستین بار به وسیله سرادوارت بارنت مردم شناس انگلیسی، در سال 1871 به کار رفت.
 
وی فرهنگ را مجموعه ها ی پیچیده می داند شامل: دانش ها، باورها، هنر، قوانین، اخلاق، آداب ورسوم و دیگر قابلیت ها و عادت هایی که انسان به‌عنوان عضو جامعه آن ها را فرا می گیرد به تعبیر دیگر فرهنگ عبارتا ست از: نظام مشترکی از باورها، ارزش ها، رسوم، رفتارها و موضوعاتی که اعضای یک جامعه در تطبیق با جهان شان و دررابطه با یکدیگر به کار میبرند و از راه آموزش از نسلی به نسل دیگر انتقال می دهند.
 
سنجش تأثیر فرهنگ بر زوایای مختلف زندگی فردی واجتماعی مشکل است زیرا هنوز ما داده های کافی نداریم..اما بدون شک نفوذ عوامل فرهنگی بر رفتارانسان قطعی است.
 
اولویت های فرهنگی ضرورتا اگرچه به خودی خود تعیین کننده نیستند، اما یک مؤلفه از نظام پیچیده عوامل علی هستندکه می تواند عامل برانگیزاننده مهمی دربلند مدت باشند بدین معنا که ارزش های مادی یا ارزش های معنوی هرکدام تاثیر گذار بر شکل و محتوای جامعه خواهند بود.
 
مثلاً در جوامع پیشرفته در طول چند دهه گذشته در اثر نگرش قابل ملاحظه ای که نسبت به متغیرهای فرهنگی فرامادی شده است شاهد خیزش از مادیگرایی به فرامادیگرایی هستیم. بنابراین جهان بینی متداول هرجامعه بازتاب تجربیات همان جامعه است که ما انها را درمیان ارزش ها و نگرشها و عادات آن مردم می یابیم.
 
بنابراین میتوان گفت که مشکلات جامعه ناشی از نقض الگوهای انهاست که عوامل فرهنگی را یا نادیده گرفته اند یا کمتر دخیل کرده اند. مسائل روزمره مردم و انگیزه هایی که اشخاص رابه کار وامیدارد. برخوردها ی سیاسی درون اجتماع و اهمیت مسائل مذهبی و...همه اولاً قابل تغییر و ثاًنیا برخاسته از نوع فرهنگ آن جامعه خواهد بود و در حقیقت بازتاب تجربه های سازنده نسل های گذشته به نسل های اینده است.
 
بنابراین تصفیه فرهنگ یا القای فرهنگ های سالم که درواقع رهیافت مردم در تطابق با محیط را بیان میکند امروزه جز اولویتهای جامعه داری است که می بایست گسترش یابد زیرا فرهنگ شکل دهنده به محیط و زمینه ساز تحولات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی وحتی تکنولوژیکی است.به همان ترتیب که دگرگونی های فرهنگی در اروپا انقلاب صنعتی در غرب را آسان نمود و انقلاب صنعتی هم تغییراتی را باخود آورد. امروز این دگرگونی های فرهنگی است که مسیر جوامع را هدایت میکنند. لذا انتقال فرهنگ گذشته به آیندگان و نیز نوآوری فرهنگی از مهم ترین اقداماتی است که می تواند از زوال یک جامعه جلو گیری کند.
 
فرهنگ هر جامعه منحصر به فرد و شامل ترکیبی از ارزش ها و هنجارهایی است که در جایی دیگر نمی توان یافت. دامنه گوناگونی فرهنگ ها چنان گسترده است که حتی درک و فهم شیوه زندگی ما هم در جامعه خودمان مشکل است..
 
یکی از مشکلات بزرگی که امروزه کشور ما علی الخصوص استان های کرد نشین با آن دست و پنجه نرم میکنند بحث تهاجم فرهنگی است که به شکل گسترده ای تمام ابعاد زندکی ما را فراگرفته است. تهاجم فرهنگی حرکتی است مرموزانه وحساب شده و همراه با برنامه ریزی دقیق ، با استفاده از شیوه ها و ابزار و امکانات متعدد برای سست کردن باورها، دگرگونی ارزش ها، انحراف اندیشه ها و تغییر و تبدیل سنن، و نابودی اصول اخلاقی حاکم بر یک جامعه است.
 
امروزه رسانه های غربی با راه اندازی انواع برنامه های ماهواره ای در حال متلاشی کردن جامعه کشور های درحال توسعه هستند که متاسفانه در این بین سهم ما ازهمه کشورها از این بی بندوباری بیشتر و هر روزه تاثیرات منفی خود را در متلاشی کردن کانون خانواده ها بیشتر و بیشتر نشان می دهد.
 
اثرات منفی که هر روزه ما درمحل زندگی خودمان لمس می کنیم و شاهد آن هستیم. در واقع جامعه ما تنها به صورت ملموس شکلی از فرهنگ را درقالب پوشش لباس و لوکس زندگی کردن را به خود گرفته و از تبعات مثبت فرهنگ کاملاً بیخبر مانده است و همان دلیلی است برای ایجاد رفتارهای ناهنجار اجتماعی که به صورت مکرر ما روزانه شاهد آن هستیم.
 
اگر خارج از فرهنگ اسلامی به قضیه نگاه کنیم به این نتیجه می رسیم که کشورهای غربی در پی استعمار فرهنگ کشورهای درحال توسعه هستند و این کار را ازطریق تهاجم فرهنگی که از طریق کانال های ارتباط جمعی من جمله ماهواره ها و برپایی کانال های مبتذل سعی به نفوذ در ریشه فرهنگ اصیل این ملت ها دارند و ریشه های آن را خشک و به جای آن ریشه فکری یهودیت و نشان دادن نیمه حیوانی انسان جهت زیرپاگذاشتن فضیلت های اخلاقی دارند. در واقع با ضعیف کردن بار اخلاقی و فرهنگ این ملت ها سعی در اجرا کردن هرچه بیشتر نقشه های شوم خود در بین جامعه هستند.
 
بنابراین وظیفه ماست تا با حفظ فرهنگ اصیل خودمان سعی در پیشرفت به سوی جامعه ای متمدن و فرهیخته و عبور ازموانع فرهنگی درراستای تبدیل شدن به جامعه ای پیشرفته و فرهنگی داشته باشیم.
نظرات:

loader
© کلیه حقوق و محتوای این سایت متعلق به اداره کل تبلیغات استان گلستان می باشد .استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت بلامانع است.
طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی توسط اینتک