مرکز مشاوره آنلاین

بخش مشاوره آنلاین پورتال به منظور طرح سوالات راه اندازی شده است. شما میتوانید سوالات خود را در زمینه های مختلف ازجمله مذهبی، خانوادگی و غیره... مطرح کرده و توسط متخصص بررسی و به آنها پاسخ داده می شوند.
برای طرح سوال یا مشاهده ی سوالات دیگران، وارد بخش مشاوره آنلاین شوید.

مشاوره آنلاین

آب و هوا
1397/11/12 تعداد بازدید: 17
print
دوازده بهمن ماه روز بازگشت پیروز مندانه امام به مام میهن

دوازدهم بهمن ماه سالروز بازگشت امام خمینی به وطن است. سالروزی که امام خمینی بعد از سالها تبعید دوباره به وطن بازگشتند. بازگشت امام خمینی با موجی از احساسات شورانگیز انقلابی مردم ایران همراه بود. همه جا شور بود و شادی انقلاب، مردم همگی با یکدیگر متحد شده بودند و از صمیم قلب به آینده امیدوار گشته بودند. آینده ای که ظلم و ستم در آن جایی نداشته باشد، برابری و عدالت اجتماعی در آن برقرار شده و همگی در سایه حکومتی سالم زندگی کنند. همه گروههای انقلابی از گروههای اسلامی تا نهضت آزادی و گروههای چپ در التهاب و شور و شوق برای بازگشت امام خیابان ها را آذین بسته بودند. مجسمه شاه در خیابان ها سرنگون شده بود، همه جا عکس شاه و فرح به آتش کشیده شده و شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی در همه جا طنین انداز بود. مردم در انتظار بودند، در انتظار وصلی جانانه، وصلی که به قول حافظ هجرانی در آن نباشد، در انتظار آنکه آزادی و استقلال را در آغوش گیرند و برای همیشه به استبداد خاتمه دهند. ما فرزندان نسل بعدی انقلاب هستیم. ما دهه شصتی هایی که با تولد انقلاب و بعد از آن جنگ متولد شدیم و در دامن آن روییدم و شاخ و برگ گرفتیم، این روزها برای ما تداعی جشن و سرودهای انقلابی است.

 
هوا دلپذیر شد گل از باغ بر دمید، پرستو به بازگشت زد نغمه امید، شعری اینچنین غنی و قوی تنها از یک شور انقلابی بر میاید. شوری که از امید آمده است، امید به آزادی، و وصلِ بازگشت رهبری انقلابی به وطن، تا وطن را از نو بسازد. مردی که مرد خداست و برای وطنش و مردمش از جان گذشته است. پرستو به بازگشت زد نغمه ی امید...
 
در همین روز بود که امام خمینی با وجود کار شکنی های مداوم و فراوان دولت بختیار به وطن بازگشت. بعد از فرار شاه در بیست و شش دی ماه 1357 امام خمینی در پیامی خطاب به ملت ایران گفت این اولین قدم برای بیرون کردن نظامی فاسد و ریاکار است: «خروج شاه از ایران، اولین مرحله پایان یافتن سلطه جنایت بار پنجاه ساله رژیم پهلوی می باشد که به دنبال مبارزات قهرمانانه ملت ایران صورت گرفته است. من این پیروزی را به ملت تبریک می گویم.»
 
همچنین امام اعلام کرد در اولین فرصت به ایران باز خواهد گشت. امام خمینی از سال 1342 در تبعید بود، ابتدا به عراق و بعد از آن به فرانسه تبعید شد. در طی این سالهای طولانی امام خمینی در نوفل لوشاتو فرانسه به زندگی و فعالیتهای انقلابی خود ادامه میداد. پیروان امام خمینی از همان جا به رهبری ایشان به مبارزات خود ادامه میدادند. این دهکده کوچک به واسطه وجود امام خمینی برای همه ایرانیان شناخته شده است. جایی که امام در آنجا زندگی کردند و انقلاب را از همان جا به ثمر نشاندند و این یعنی برای مردان مبارز مسافت و تبعید معنایی ندارد.
 
بختیار در مقام نخست وزیری، نقشه های گوناگونی در سر می پروراند که انفجار هواپیمای امام یا منحرف کردن مسیر هواپیمای حامل امام و سپس دستگیری ایشان از آن جمله بود که هیچ یک عملی نشد. تیر آخر او، بستن فرودگاه ها به روی هواپیمای امام بود. در حالی که قرار بود پرواز انقلاب در روز ششم بهمن امام خمینی رحمه الله را از فرانسه به ایران بیاورد، سازمان هواپیمایی کشور اعلام کرد که به علت بدی هوا و نبود دید کافی، همه پروازها لغو شده است.
 
با انتشار خبر بسته شدن فرودگاه ها و جلوگیری دولت بختیار از ورود حضرت امام به کشور، مردم با تظاهرات و راه پیمایی های خود، به اقدام دولت اعتراض کردند. همه افسران نیروهای سه گانه در پایگاه های خود در تهران، اصفهان، کرمانشاه، دزفول، همدان و بوشهر اعتصاب کردند و سپس به صفوف تظاهرکنندگان معترض پیوستند. در تهران، سیل جمعیت تظاهر کننده به سوی فرودگاه مهرآباد به راه افتادند.
 
روحانیان مبارز سراسر کشور که برای استقبال از امام به تهران آمده بودند، با تحصن در مسجد دانشگاه اعلام کردند تا بازگشت امام خمینی(ره) به کشور به تحصن ادامه خواهند داد. مردم و دانشجویان نیز به جمع تحصین کنندگان می پیوستند. فردای آن روز، مردم در راه پیمایی عظیم یک میلیونی به مناسبت رحلت پیامبر اسلام، در حمایت از امام شعار دادند. در بسیاری از نواحی شهر تهران نیز زد و خوردهای شدیدی میان نیروهای انتظامی و تظاهرکنندگان روی داد.
 
تیراندازی در نواحی مختلف لحظه ای قطع نمی شد. خبرگزاری پاریس اعلام کرد یکی از میدان های شهر، به میدان جنگ شباهت پیدا کرد و تعداد کشته ها در پایتخت را سه هزار تن گزارش کرد. روزنامه اطلاعات نوشت: «غرب و جنوب غرب تهران، غرق در شعله های آتش بود».
 
در پی تحصن ها و تظاهرات خونین مردم در اعتراض به بسته شدن فرودگاه ها، دولت بختیار عقب نشینی کرد و شکست را پذیرفت. بختیار در نهم بهمن ماه اعلام کرد که فرودگاه مهرآباد امروز باز خواهد شد و هیچ ممانعتی برای ورود امام به کشور وجود ندارد. هیئت دولت در دهم بهمن اعلام کرد که ورود هواپیمای حامل امام به فرودگاه مهرآباد تهران بدون اشکال است. با اعلام این خبر، کمیته استقبال از امام در پیامی اعلام کرد که امام خمینی رحمه الله در ساعت نه صبح پنج شنبه دوازده بهمن در تهران خواهد بود.
 
شامگاه یازده بهمن، هواپیمای امام خمینی رحمه الله غرش کنان از فرودگاه شارل دوگل فرانسه به آسمان پرواز کرد. امام نماز شب را در طبقه دوم هواپیما به جای آورد و سپس در طبقه پایین هواپیما استراحت کرد. مهماندار هواپیما از مشاهده آرامش امام متعجب شده بود. هنگام طلوع فجر، امام و همراهان نماز صبح را به جماعت به جا آوردند. زمان ورود هواپیما به آسمان ایران، خبرنگاری از امام پرسید: «چه احساسی دارید؟» و امام پاسخ داد: «هیچ.» امام هیچ احساسی نداشت؛ چرا که او فقط بر مبنای تکلیف عمل می کرد. پیروزی و شکست برای او، هر دو زیبا بود. همان طور که شکست، او را ناامید نمی کرد، پیروزی نیز احساسات شخصی اش را برنمی انگیخت.
 
پرواز بازگشت سید روح الله خمینی از فرانسه به تهران با همراهی تعداد زیادی انجام شد که شامل سیاست مداران انقلابی، ماموران آمریکایی، چریک های آموزش دیده، خانواده آیت الله خمینی و خبرنگارها بودند. برخی از این افراد در زیر فهرست نوشته شده اند.
 
ابوالحسن بنی صدر، صادق قطب زاده، ابراهیم یزدی، حسن ابراهیم حبیبی،حسن لاهوتی، احمد غضنفرپور، تقی ابتکار، محسن سازگارا، محمد منتظری- فرزند حسین علی منتظری، مرتضی مطهری، خانم دوریان مک گری، ژرار ژان فابین-باتوش (محافظ شخصی آیت الله خمینی در نوفل لوشاتو)
 
در دوازدهم بهمن 1357، پرشکوه ترین استقبال تاریخ جلوه گر شد. این روز یکی از ماندگارترین روزهای تاریخ معاصر ایران است و شور و شوق مردم در آن وصف ناپذیر بود. عده زیادی از مردم، خود را به تهران رسانده بودند تا در مراسم استقبال از امام شرکت کنند. تقریبا در ساعت شش صبح، خیابان ها سرشار از جمعیت بود. اول صبح، میلیون ها نفر در دو طرف خیابان های مسیر امام خمینی رحمه الله ایستاده بودند و پنجاه هزار نیروی انتظامی مردمی مشغول منظم کردن آنها بودند.
 
مردم با تاق نصرت و گل، خیابان ها را تزیین کردند و در قلب استقبال کنندگان، دریایی از اضطراب و شادی موج می زد. در ساعت نه و سی دقیقه صبح، محبوب ملت و پرچم دار آزادی به وطن برگشت. چند لحظه پس از گشوده شدن در خروجی هواپیما، امام در حالی که دستشان در دست مهماندار فرانسوی بود، در مقابل دیدگان مشتاقان ظاهر شد. همه اشک شادی می ریختند. فریاد «اللّه اکبر» به هوا برخاست.
 
هواپیما با نیم ساعت تاخیر نشست. آن نیم ساعت همه را ترسانده بود. می ترسیدند برای هواپیما یا امام مشکلی پیش آمده باشد. آیت الله پسندیده برادر امام و آیت الله مطهری، رئیس شورای انقلاب برای استقبال از امام داخل هواپیما رفتند و بعد امام پایین آمد. گروهی از دانش آموزان سرود «خمینی ای امام» را در سالن فرودگاه اجرا کردند. معلم آن دانش آموزها محمدعلی رجایی بود. تلویزیون سراسری قرار بود استقبال را مستقیم پخش کند، اما به چند دقیقه اکتفا کرد و برنامه را قطع کرد. خیلی ها آن روز تلویزیون هایشان را شکستند. دکتر بهشتی و آیت الله طالقانی به خاطر فشار جمعیت و ازدحام با رفتن امام به بهشت زهرا مخالف بودند، اما امام به خاطر قولی که برای حضور در بهشت زهرا به مردم داده بودند؛ حاضر به تغییر مقصد نشدند.
 
یک ماشین بلیزر را از چند روز قبل آماده کرده بودند. خود محسن رفیق دوست که راننده بلیزر هم شد، آن را ضدگلوله کرده بود. بین صندلی راننده و صندلی عقب یک شیشه ی ضدگلوله گذاشته بود. درهای عقب را هم پوشش فولادی گذاشته بود. امام که شنید پشت ماشین ضدگلوله است، آمد نشست جلو و فرمود: همین جلو بهتر است. چند موتور سیکلت هم قرار بود اطراف ماشین امام را حفاظت کنند که به خاطر ازدحام جمعیت نتوانستند در طول مسیر ماشین امام را همراهی کنند، از همه ی کسانی که مامور حفاظت از امام بودند فقط محمدرضا طالقانی ماند که نشسته بود روی بلیزر.
 
کمی مانده به بهشت زهرا ماشین بلیزر خاموش شد. امام اصرار داشت که پیاده شود. می گفت: ما باید برویم قطعه ی 17 مردم منتظرند. بالاخره هلی کوپتر آمد و تا قطعه 17 را با آن رفتند. آن ها از پرسنل هوانیروز بودند که وقتی برنامه ی زنده ی شبکه سراسری از ورود امام قطع شده بود، خودشان آمده بودند تا ماجرا را از نزدیک ببینند.
 
قطعه ی 17 بهشت زهرا:
 
 
قبل از سخنرانی امام پسری 12،11 ساله چند آیه قرآن خواند که بعدها اسمش معروف شد: محمد اصفهانی. سرود «برخیزید ای شهیدان راه خدا» اجرا شد. امام سخنرانی اش را شروع می کند. صدایش بم و رساست. وقتی امام می گوید: «من دولت تعیین می کنم، من توی دهن این دولت می زنم...» اول جمعیت کف می زنند و سوت می کشند و بعد احمد ناطق نوری صدا زد: تکبیر. و تکبیر گفتن وسط سخنرانی، از آن روز سنت شد.
 
سخنرانی تمام شده، هلی کوپتری که برای بردن امام آمده، سه بار سعی می کند بنشیند ولی نمی تواند، شلوغ است. عبا و نعلین امام در می آید. همراهان امام را به جایگاه برمی گردانند و پارچه رویش می کشند تا گرد و غبار هلی کوپتر اذیتش نکند. پس از مدتی آمبولانس شرکت نفت می آید. ناطق نوری و احمد آقا همراه امام سوار می شوند و آمبولانس به طرف جاده قم می رود. آن هلی کوپتر هم از بالا دنبالشان می کند تا بالاخره در موقعیت و فضایی مناسب بنشیند و امام را به آن منتقل کنند.
 
هلی کوپتر روی شهر است. خلبان می گوید هرجا بخواهید فرود می آیم. حال امام خوب نیست. می روند سمت بیمارستان هزار تختخوابی و فرود می آیند. آمبولانس آماده نبود و امام را با ماشین یکی از پزشکان بیمارستان تا انتهای بلوار کشاورز بردند؛ پیکان ناطق نوری از صبح آن جا بود و همگی سوارش شدند.
 
همه فکر می کردند امام از بهشت زهرا می رود مدرسه ی رفاه، اما نرفته بود، همه نگران بودند. امام در بلوار کشاورز تصمیم اش را گفت: می خواست برود خانه ی برادرزاده اش، دختر آقای پسندیده؛ منزل برادرزاده امام حوالی جاده شمیران (شریعتی حالا) بود.
 
اواخر شب امام با احمدآقا به مدرسه رفاه برگشتند. مدرسه ی رفاه را حدود 10 سال قبل از انقلاب، آقای بهشتی، باهنر و رجایی راه انداختند، شامل یک دبستان و یک مدرسه راهنمایی درخیابان ایران. امام چند روز اول، بعد از ورود این جا بودند و به دلیل کوچکی مدرسه رفاه به مدرسه ی علوی رفتند. مدرسه ی علوی، محل سکونت امام تا قبل از رفتن شان به قم و بعد جماران بود.
 
 
امام خمینی بعد از همه این ماجراها رهبری انقلاب را در دست گرفتند و این کشتی عظیم را با قدرت و درایت هدایت کردند. ایشان حتی از طوفان جنگ نیز این کشتی را به سلامت گذراندند. به همین دلیل است که لزوم وجود یک رهبر با درایت همیشه در یک حکومت اسلامی توصیه شده و به صورت اکید مورد توجه قرار گرفته است.
 
امام خمینی (ره) در کتاب تحریرالوسیله می نویسند: «در عصر غیبتِ ولیِّ امر و سلطان عصر (عج)، نایبان عام آن حضرت ـ که فقهای جامع الشرایط برای فتوا و قضاوت اند ـ جانشین آن حضرت در اجرایِ مسائل سیاسی و حکومتی و سایر اموری که به عهدۀ امام (ع) است، هستند. »
 
 
امام خمینی (ره) به همراه خود آرمانهای بلند و والای انسانی و اسلامی را به همراه آورد که مردم برای تحقق آنها بسیار کوشیدند. آرمان هایی چون آزادی، استقلال، عدالت، مبارزه با ظلم، برادری و مانند اینها. اما شاید بتوان گفت که بزرگترین ارمغان ایشان برای ملت ایران و همه مسلمانان جهان، طرح حکومت اسلامی با تکیه بر اصل «ولایت فقیه» است. البته طرح حکومت اسلامی و شرایط حاکم و فرمانروای آن، از قرن ها پیش در میان اهل سنت و شیعیان وجود داشته است. اما هنر امام خمینی آن بود که این بحث را به طور مستقل و زیربنایی مطرح کردند و به تفصیل آن را بر اساس دلایل عقلی و نقلی پرداختند. این کار ایشان از مدتها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شد و کتاب «ولایت فقیه» در واقع تبیین همین اصل مهم است. یکی از مهمترین پیام های این اصل مترقی اسلامی آن است که این دین الهی در سیاست، آن هم در عالی ترین سطح آن نقش و حضور دارد.
 
ولایت فقیه به زبان ساده، اداره جامعه توسط اسلام شناس واجد شرایط رهبری است که او را فقیه می خوانند. ولی فقیه در واقع نایب و جانشین امام زمان (عج) در عصر غیبت ایشان است. امام خمینی در نوشته ها و سخنان خود با استفاده از روایات و دلایل متقن، اصل ولایت فقیه را اثبات کرده اند.
 
روایات در این زمینه متعدد است. پیامبر اکرم (ص) علما را خلیفۀ خود و وارثان پیامبران خوانده اند و حضرت علی (ع)، نیز آنان را حاکمان مردم دانسته اند. ایشان در حدیثی تصریح می کنند که: « بر اساس حکم خدا و اسلام درمورد مسلمانان، واجب است که بعد از وفات یا قتل رهبرشان، گمراه باشد یا هدایت یافته، هیچ عملی انجام ندهند مگر آنکه قبل از آن رهبری عفیف و پرهیزکار و عارف به احکام قضا و سنت رسول الله (ص) انتخاب نمایند، تا اموال عمومی را جمع کند و حج و نماز جمعه مردم را به پا دارد و صدقات را جمع آوری کند » بنا بر این، انتخاب رهبری شایسته برای جامعه اسلامی بر هر کار دیگری مقدم است. حضرت امام حسین (ع) نیز در حدیثی تأکید می کنند که: «سرچشمه ها و سررشته امور به دست علمای الهی است. همانها که بر حلال و حرام الهی امین هستند.» اما حدیث دیگری از امام زمان (عج) وجود دارد که به صراحت راویان حدیث و به عبارتی فقها را جانشین خود در عصر غیبت معرفی می کنند و می فرمایند: «در حوادث و پیشامدها، به راویان حدیث ما رجوع کنید که آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا هستم.» با توجه به این حدیث گرانبها، در حوادث و مسائل روز باید از کسانی که با احادیث و معارف اسلام آشنا هستند، پیروی کرد.
 
اما دلایل متعددی برای اثبات ضرورت ولایت فقیه وجود دارد که امام خمینی تعدادی از آنها را تشریح کرده اند.
 
یکی از این دلایل آن است که در جامعه ای که اکثریت آن را مسلمانان و معتقدین به ارزشهای اسلامی تشکیل می دهند، طبیعی است که حکومتی اسلامی بر سر کار باشد، زیرا حیات اجتماعی و کمال فرد و جامعه در گرو اجرای قانون الهی است که این قانون در زندگی فردی و اجتماعی نافذ است. رهبری این حکومت را باید کسی عهده دار باشد که در فهم احکام و علوم اسلامی صاحب نظر و متخصص و از عدالت و تقوا برخوردار باشد. چنین شخصی همان ولی فقیه است. امام خمینی (ره) در کتاب تحریرالوسیله چنین نوشته اند: «در عصر غیبتِ ولیِّ امر و سلطان عصر (عج)، نایبان عام آن حضرت ـ که فقهای جامع الشرایط برای فتوا و قضاوت اند ـ جانشین آن حضرت در اجرایِ مسائل سیاسی و حکومتی و سایر اموری که به عهدۀ امام (ع) است ، هستند. »
 
 
دلیل دیگر در مورد لزوم حاکمیت ولی فقیه و حاکم اسلامی، رابطۀ نزدیکی با موضوع قبل دارد. حضرت امام در تشریح این دلیل بر این نکته تأکید دارند که اسلام علاوه بر جنبۀ فردی، بُعد اجتماعی و سیاسی برجسته ای دارد که برقراری حکومت اسلامی و زمامداری ولی فقیه را ضروری می سازد. ایشان در کتاب ولایت فقیه می نویسند: « هرکس با یک نگاهِ اجمالی به احکام اسلامی، درمی یابد که جدای از آن که عبادت، وظیفه ای بین انسان و خالق او است، در این عبادات جهاتی از امورِ سیاسی و اجتماعی مربوط به امور دنیایی وجود دارد ... از عبادات گذشته، امور اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مهمی که در میانِ احکام وجود دارد، می فهماند که اسلام تنها یک قوانین عبادیِ محض نیست... اسلام برای تأسیس یک حکومت عادلانه ای که در آن قوانینِ اقتصادی، جزایی، قضایی و... قرار داده شده است، قیام نموده است. » امام خمینی همچنین به لزوم گسترش عدالت، تعلیم و تربیت اسلامی، حفظ مرزها ، جمع آوری مالیات ، صدور احکام قضایی، حفظ نظم، امر به معروف و نهی از منکر و مانند آنها اشاره می فرمایند و نتیجه می گیرند: « باقی ماندنِ این احکام، مقتضی ضرورت حکومت و ولایتی است که والاییِ قوانینِ الهی را حفظ کرده و متکفل اجرای آن شود.» بی شک حاکم چنین حکومتی جز ولی فقیه و اسلام شناسی باتقوا نمی تواند باشد.
 
حضرت امام خمینی (ره) از زاویه دیگری نیز اصل ولایت فقیه را اثبات می کنند. ایشان در کتاب ولایت فقیه این دلیل را چنین تشریح می کنند: «ما معتقد به ولایت هستیم و معتقدیم پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم باید خلیفه تعیین کند و تعیین هم کرده است. ... آنچه عقلاً لازم است تا برای آن خلیفه تعیین کند ، حکومت است. ما خلیفه می خواهیم تا اجرای قوانین کند. قانون مجری لازم دارد. در همه کشورهای دنیا این طور است که جعل قانون به تنهایی فایده ندارد و سعادت بشر را تامین نمی کند، پس از تشریع قانون باید قوه مجریه ای به وجود آید. » بنا بر این ، احکام و تعالیم قرآن و احادیث، به ویژه در مسائل اجتماعی و سیاسی ، برای مسلمانان نفعی ندارد، مگر آنکه حاکمی عالم و عادل ، این قوانین را اجرا و زمینه سعادت انسانها را فراهم کند. حضرت امام تصریح می کنند که: «خداوند در کنار فرستادن یک مجموعه قانون - یعنی احکام شرع - یک حکومت و دستگاه اجرا و اداره مستقر کرده است. » و آنگاه نتیجه می گیرند : «همان طور که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مامور اجرای احکام و برقراری نظامات اسلام بود و خداوند او را رئیس و حاکم مسلمین قرار داد و اطاعتش را واجب شمرده است، فقهای عادل هم بایستی رئیس و حاکم باشند و بر اجرای احکام نظارت کنند و نظام اجتماعی را مستقر گردانند.»
 
 
اما باید دانست که هر فقیه و اسلام شناسی نمی تواند رهبری جامعه را در دست گیرد. چنانکه امام صادق (ع) در حدیث معروفی می فرمایند: « از فقها، آن کس که پرهیزکار، حافظ دین ، مخالف هوای نفس و مطیع اوامر خداوند باشد، عامه مردم باید از او متابعت کنند.» امام خمینی (ره) نیز برای ولی فقیه و حاکم جامعه اسلامی شرایطی را مطرح می کنند که از جملۀ آنها آشنایی با احکام و معارف اسلامی، عدالت و تقوا است. ایشان می فرمایند: « چون حکومت اسلامی حکومت قانونی بلکه حکومت قانون الهی است، پس حاکم باید دو صفت داشته باشد که آن دو، اساس حکومت قانونی است و بدون آن حکومت قانونی معقول نیست: یکی از آن صفات، علمِ به قانون (اسلامی) و دیگری عدالت است.» همچنین حضرت امام در بیان برخی دیگر از شرایط ولی فقیه می فرمایند: « آن آدمی که می خواهد ولیِّ امر مسلمین و نایب امیرالمؤمنین (ع) باشد ... باید منزّه بوده و دنیا طلب نباشد که برای دنیا دست و پا بزند، هر چند مباح باشد. (چرا که در این صورت او) امین الله نیست و نمی شود به او اطمینان کرد.» شرط دیگر برای ولی فقیه، کاردانی و توانایی ادارۀ امور مملکت می باشد. اصل پنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران شرایط فقیهی را که شایستگی حکومت و ولایت بر جامعه اسلامی را دارد ، چنین برمی شمرد: « در زمان غیبت ولی عصر (عج) در جمهوری اسلامی ایران، ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و باتقوا ، آگاه به زمان ، شجاع ، مدیر و مدبر است .... »
 
نکته مهم دربارۀ ولی فقیه آن است که وی به محض آنکه یکی از شرایط ولایت چون عدالت، تقوا، شجاعت و مانند آنها را از دست بدهد، به خودی خود مقامش را از دست می دهد و این موضوع ، تفاوت مهم حاکم در نظام اسلامی با نظام های حکومتی دیگر ، اعم از دموکراتیک و استبدادی است. امام خمینی در این زمینه تأکید می کنند: «آن اوصافی که در ولیِّ فقیه است... با آن اوصاف نمی شود، پایش را یک قدمِ غلط بگذارد. اگر یک کلمه دروغ بگوید، یک کلمه، یک قدم بر خلاف بگذارد، آن ولایت را دیگر ندارد... » بنا بر این، ولایت فقیه، اصلی متقن و مترقی است که شرع اسلام ، حدود و شرایط آن را معین کرده و بر آنها نظارت دارد. به دلیل همین جایگاه و نقش ولی فقیه است که امام خمینی می فرمایند: « پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیبی نرسد. وحدت
 
امام خمینی (ره) در کتاب تحریرالوسیله می نویسند: «در عصر غیبتِ ولیِّ امر و سلطان عصر (عج)، نایبان عام آن حضرت ـ که فقهای جامع الشرایط برای فتوا و قضاوت اند ـ جانشین آن حضرت در اجرایِ مسائل سیاسی و حکومتی و سایر اموری که به عهدۀ امام (ع) است، هستند. »
 
بامداد روز ۱۲ بهمن سال ۱۳۵۷ (اول فوریه ۱۹۷۹) برای مردم ایران همراه با انتظاری امیدوارانه و در عین حال نگران کننده بود. آنها پس از حدود چهارده سال، مشتاقانه در انتظار بازگشت رهبر محبوب و انقلابی خود حضرت امام خمینی (ره) از تبعید بودند. اما ماهیت جنایتکار رژیم پهلوی و تهدید به سرنگونی هواپیمای حامل ایشان، مردم را نگران کرده بود. البته رژیم از ترس خشم مردم، جرأت این کار را پیدا نکرد و هواپیما در میان استقبال پرشور مردم ایران به زمین نشست و با ورود امام خمینی به میهن، موجی از شادی سراسر ایران را فراگرفت. به این ترتیب نقطه عطفی در تاریخ پر فراز و نشیب ایران شکل گرفت که مقدمه سقوط رژیم استبدادی و وابستۀ پهلوی را در مدت کمتر از دو هفته فراهم آورد.
 
امام خمینی (ره) به همراه خود آرمانهای بلند و والای انسانی و اسلامی را به همراه آورد که مردم برای تحقق آنها بسیار کوشیدند. آرمان هایی چون آزادی، استقلال، عدالت، مبارزه با ظلم، برادری و مانند اینها. اما شاید بتوان گفت که بزرگترین ارمغان ایشان برای ملت ایران و همه مسلمانان جهان، طرح حکومت اسلامی با تکیه بر اصل «ولایت فقیه» است. البته طرح حکومت اسلامی و شرایط حاکم و فرمانروای آن، از قرن ها پیش در میان اهل سنت و شیعیان وجود داشته است. اما هنر امام خمینی آن بود که این بحث را به طور مستقل و زیربنایی مطرح کردند و به تفصیل آن را بر اساس دلایل عقلی و نقلی پرداختند. این کار ایشان از مدتها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شد و کتاب «ولایت فقیه» در واقع تبیین همین اصل مهم است. یکی از مهمترین پیام های این اصل مترقی اسلامی آن است که این دین الهی در سیاست، آن هم در عالی ترین سطح آن نقش و حضور دارد.
 
ولایت فقیه به زبان ساده، اداره جامعه توسط اسلام شناس واجد شرایط رهبری است که او را فقیه می خوانند. ولی فقیه در واقع نایب و جانشین امام زمان (عج) در عصر غیبت ایشان است. امام خمینی در نوشته ها و سخنان خود با استفاده از روایات و دلایل متقن، اصل ولایت فقیه را اثبات کرده اند.
 
روایات در این زمینه متعدد است. پیامبر اکرم (ص) علما را خلیفۀ خود و وارثان پیامبران خوانده اند و حضرت علی (ع)، نیز آنان را حاکمان مردم دانسته اند. ایشان در حدیثی تصریح می کنند که: « بر اساس حکم خدا و اسلام درمورد مسلمانان، واجب است که بعد از وفات یا قتل رهبرشان، گمراه باشد یا هدایت یافته، هیچ عملی انجام ندهند مگر آنکه قبل از آن رهبری عفیف و پرهیزکار و عارف به احکام قضا و سنت رسول الله (ص) انتخاب نمایند، تا اموال عمومی را جمع کند و حج و نماز جمعه مردم را به پا دارد و صدقات را جمع آوری کند » بنا بر این، انتخاب رهبری شایسته برای جامعه اسلامی بر هر کار دیگری مقدم است. حضرت امام حسین (ع) نیز در حدیثی تأکید می کنند که: «سرچشمه ها و سررشته امور به دست علمای الهی است. همانها که بر حلال و حرام الهی امین هستند.» اما حدیث دیگری از امام زمان (عج) وجود دارد که به صراحت راویان حدیث و به عبارتی فقها را جانشین خود در عصر غیبت معرفی می کنند و می فرمایند: «در حوادث و پیشامدها، به راویان حدیث ما رجوع کنید که آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا هستم.» با توجه به این حدیث گرانبها، در حوادث و مسائل روز باید از کسانی که با احادیث و معارف اسلام آشنا هستند، پیروی کرد.
 
اما دلایل متعددی برای اثبات ضرورت ولایت فقیه وجود دارد که امام خمینی تعدادی از آنها را تشریح کرده اند.
 
یکی از این دلایل آن است که در جامعه ای که اکثریت آن را مسلمانان و معتقدین به ارزشهای اسلامی تشکیل می دهند، طبیعی است که حکومتی اسلامی بر سر کار باشد، زیرا حیات اجتماعی و کمال فرد و جامعه در گرو اجرای قانون الهی است که این قانون در زندگی فردی و اجتماعی نافذ است. رهبری این حکومت را باید کسی عهده دار باشد که در فهم احکام و علوم اسلامی صاحب نظر و متخصص و از عدالت و تقوا برخوردار باشد. چنین شخصی همان ولی فقیه است. امام خمینی (ره) در کتاب تحریرالوسیله چنین نوشته اند: «در عصر غیبتِ ولیِّ امر و سلطان عصر (عج)، نایبان عام آن حضرت ـ که فقهای جامع الشرایط برای فتوا و قضاوت اند ـ جانشین آن حضرت در اجرایِ مسائل سیاسی و حکومتی و سایر اموری که به عهدۀ امام (ع) است ، هستند. »
 
 
دلیل دیگر در مورد لزوم حاکمیت ولی فقیه و حاکم اسلامی، رابطۀ نزدیکی با موضوع قبل دارد. حضرت امام در تشریح این دلیل بر این نکته تأکید دارند که اسلام علاوه بر جنبۀ فردی، بُعد اجتماعی و سیاسی برجسته ای دارد که برقراری حکومت اسلامی و زمامداری ولی فقیه را ضروری می سازد. ایشان در کتاب ولایت فقیه می نویسند: « هرکس با یک نگاهِ اجمالی به احکام اسلامی، درمی یابد که جدای از آن که عبادت، وظیفه ای بین انسان و خالق او است، در این عبادات جهاتی از امورِ سیاسی و اجتماعی مربوط به امور دنیایی وجود دارد ... از عبادات گذشته، امور اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مهمی که در میانِ احکام وجود دارد، می فهماند که اسلام تنها یک قوانین عبادیِ محض نیست... اسلام برای تأسیس یک حکومت عادلانه ای که در آن قوانینِ اقتصادی، جزایی، قضایی و... قرار داده شده است، قیام نموده است. » امام خمینی همچنین به لزوم گسترش عدالت، تعلیم و تربیت اسلامی، حفظ مرزها ، جمع آوری مالیات ، صدور احکام قضایی، حفظ نظم، امر به معروف و نهی از منکر و مانند آنها اشاره می فرمایند و نتیجه می گیرند: « باقی ماندنِ این احکام، مقتضی ضرورت حکومت و ولایتی است که والاییِ قوانینِ الهی را حفظ کرده و متکفل اجرای آن شود.» بی شک حاکم چنین حکومتی جز ولی فقیه و اسلام شناسی باتقوا نمی تواند باشد.
 
حضرت امام خمینی (ره) از زاویه دیگری نیز اصل ولایت فقیه را اثبات می کنند. ایشان در کتاب ولایت فقیه این دلیل را چنین تشریح می کنند: «ما معتقد به ولایت هستیم و معتقدیم پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم باید خلیفه تعیین کند و تعیین هم کرده است. ... آنچه عقلاً لازم است تا برای آن خلیفه تعیین کند ، حکومت است. ما خلیفه می خواهیم تا اجرای قوانین کند. قانون مجری لازم دارد. در همه کشورهای دنیا این طور است که جعل قانون به تنهایی فایده ندارد و سعادت بشر را تامین نمی کند، پس از تشریع قانون باید قوه مجریه ای به وجود آید. » بنا بر این ، احکام و تعالیم قرآن و احادیث، به ویژه در مسائل اجتماعی و سیاسی ، برای مسلمانان نفعی ندارد، مگر آنکه حاکمی عالم و عادل ، این قوانین را اجرا و زمینه سعادت انسانها را فراهم کند. حضرت امام تصریح می کنند که: «خداوند در کنار فرستادن یک مجموعه قانون - یعنی احکام شرع - یک حکومت و دستگاه اجرا و اداره مستقر کرده است. » و آنگاه نتیجه می گیرند : «همان طور که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مامور اجرای احکام و برقراری نظامات اسلام بود و خداوند او را رئیس و حاکم مسلمین قرار داد و اطاعتش را واجب شمرده است، فقهای عادل هم بایستی رئیس و حاکم باشند و بر اجرای احکام نظارت کنند و نظام اجتماعی را مستقر گردانند.»
 
 
اما باید دانست که هر فقیه و اسلام شناسی نمی تواند رهبری جامعه را در دست گیرد. چنانکه امام صادق (ع) در حدیث معروفی می فرمایند: « از فقها، آن کس که پرهیزکار، حافظ دین ، مخالف هوای نفس و مطیع اوامر خداوند باشد، عامه مردم باید از او متابعت کنند.» امام خمینی (ره) نیز برای ولی فقیه و حاکم جامعه اسلامی شرایطی را مطرح می کنند که از جملۀ آنها آشنایی با احکام و معارف اسلامی، عدالت و تقوا است. ایشان می فرمایند: « چون حکومت اسلامی حکومت قانونی بلکه حکومت قانون الهی است، پس حاکم باید دو صفت داشته باشد که آن دو، اساس حکومت قانونی است و بدون آن حکومت قانونی معقول نیست: یکی از آن صفات، علمِ به قانون (اسلامی) و دیگری عدالت است.» همچنین حضرت امام در بیان برخی دیگر از شرایط ولی فقیه می فرمایند: « آن آدمی که می خواهد ولیِّ امر مسلمین و نایب امیرالمؤمنین (ع) باشد ... باید منزّه بوده و دنیا طلب نباشد که برای دنیا دست و پا بزند، هر چند مباح باشد. (چرا که در این صورت او) امین الله نیست و نمی شود به او اطمینان کرد.» شرط دیگر برای ولی فقیه، کاردانی و توانایی ادارۀ امور مملکت می باشد. اصل پنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران شرایط فقیهی را که شایستگی حکومت و ولایت بر جامعه اسلامی را دارد ، چنین برمی شمرد: « در زمان غیبت ولی عصر (عج) در جمهوری اسلامی ایران، ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و باتقوا ، آگاه به زمان ، شجاع ، مدیر و مدبر است .... »
 
 
نکته مهم دربارۀ ولی فقیه آن است که وی به محض آنکه یکی از شرایط ولایت چون عدالت، تقوا، شجاعت و مانند آنها را از دست بدهد، به خودی خود مقامش را از دست می دهد و این موضوع ، تفاوت مهم حاکم در نظام اسلامی با نظام های حکومتی دیگر ، اعم از دموکراتیک و استبدادی است. امام خمینی در این زمینه تأکید می کنند: «آن اوصافی که در ولیِّ فقیه است... با آن اوصاف نمی شود، پایش را یک قدمِ غلط بگذارد. اگر یک کلمه دروغ بگوید، یک کلمه، یک قدم بر خلاف بگذارد، آن ولایت را دیگر ندارد... » بنا بر این، ولایت فقیه، اصلی متقن و مترقی است که شرع اسلام ، حدود و شرایط آن را معین کرده و بر آنها نظارت دارد. به دلیل همین جایگاه و نقش ولی فقیه است که امام خمینی می فرمایند: « پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیبی نرسد. »
 
منابع: همشهری جوان،پارس تودی، بیتوته
نظرات:

loader
© کلیه حقوق و محتوای این سایت متعلق به اداره کل تبلیغات استان گلستان می باشد .استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت بلامانع است.
طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی توسط اینتک